
ابرای پائیزی دلگیر من
جوونترای چهره پیر من
چشمای من بی خبرای ساده
منتظرای دل به جاده داده
مردمکاتون به کجا زل زدن
باز مژه هاتون به کجا پل زدن
کاش بدونید که دارم هنوزم
از اشتباه قبلیتون می سوزم
اوندفه ام هر چی که بود یه خواب بود
چشمه لب تشنه گیا سراب بود
با اینکه هیچکس نیومد پیش من
شب زده ها ؛چشمای درویش من
تنها نبودم حتی یک دقیقه
با تنهاییم که بهترین رفیقه.........
شاعر:امیر ارجعینی
زندگی با آدماش برای من یه قصه بود
توی این قصه کسی با کسی آشنا نبود
همه خنجر توی دست و خنده روی لبشون
توی شب صدایی جز گریه بی صدا نبود
نمیخوام مثل همه گریه کنم
دیگه گریه دلمو وانمیکنه
قصه های پشت این پنجره ها
غمو از دلم جدا نمیکنه
قصه ماتم من هرچی که بود هرچی که هست
قصه ماتم قلب خسته یه آدمه
وقت خوابه دیگه دیره نمیخوام قصه بگم
از غمو غصه برات هرچی بگم بازم کمه
نمیخوام مثل همه گریه کنم
دیگه گریه دلمو وانمیکنه
قصه های پشت این پنجره ها
غمو از دلم جدا نمیکنه........

از تو انتظار نداشتم منو تنها بذاری..........................بری و رو وعدهای نقره ای پابزاری
از تو انتظار نداشتم بسپریم دست خدا.......................بگی راه ما دوتا از اولش بود جدا
از تو انتظار نداشتم بشی رامه سر نوشت........منو بفرستی جهنم و خودت بری بهشت
همه ی مردم اینجا قصه مونو می دونن ................آخر قصه ولی چقد غم انگیزه و زشت
از تو انتظار نداشتم که فراموشم کنی...................مثه شمعی فوت کنی خاموشم کنی
از تو انتظار نداشتم ولی حالا که شده .....................این روزا داشتن انتظار یه چیز بیخوده
دیگه انتظاری از هیچکی تو دنیا ندارم.....................خودمم شاید یه روز خودم رو تنها بذارم
دلنوشته های یکی از دوستان
من کیم؟
نویسنده: سمیرا(دوشنبه 85/8/15 ساعت 3:24 عصر)

من کیم؟
یه بغض تلخ
یه صدا آواره در سکوت
یه پرنده که پرواز رو فراموش کرده
در مسیر تلخ آه و حسرت.....
غمهای استوار ولی خسته ام به کجا میروند؟
مثل برگ خشک در تن درخت.......
در انتظار نسیمی به وسوسه مرگ و پایان می اندیشم.
کجاست آن نسیم پاک و ساده که بودنم را از من بگیرد........
((بر گرفته از نوشته های یکی از دوستان با تلخیص))
|